تبليغاتX
مثل من مثل هيچ كس

مثل من مثل هيچ كس

مثل برگ تو دست باد ...

سلام...

چند وقتي نبودم ...

وقتي توي دنياي واقعي يه عالمه مشغله لحظه هاتونو پر كرده باشه ...

وقت واسه دنياي مجازي نمي مونه ...

حتي اگه ته دلتون لك زده باشه واسه پر كشيدن از واقعيتهاي مسخره و تلخ ... اما بازم نتونيد بپريد ...

اون وقت همه جوره مي بريد ... اما اگه ته دلتون يه دلگرمي داشته باشيد وضع فرق ميكنه ...

اما اگه  همنشين ِ يه آدم سرطاني باشه كه زود يا دير ميره ... چيكار مي كنيد ؟  ... چيكار ميكنيد ؟ دلتون نميگيره ؟ ...

 زجر ميكشيد ؟ گريه ميكنيد ؟ شايدم بي تفاوت ميگذريد ... اما خيلي ها مي برن ... خيلي ها طاقت نمي آرن ... شايدم تصميم بگيريد اين چند روز زندگي رو براش عسل كنيد ... اما چه جوري ميشه به كسي كه ديگه اميدي نداره اميد داد ؟ بايد بهش تلقين كرد ؟ شايدم تزريق كرد ! ... كاش مي شد اميد رو هم تزريق كرد ...

آهاي شما ... شبا خوابتون مي بره ؟؟؟ اگه شب خوابتون بگيره ، اما نتونيد چشاتونو يه لحظه هم رو هم بذاريد ... چيكار ميكنيد ؟... سخته ... نه ؟! تلخه ... نه ؟!

هي ، مي گم دنيا وايميسته ؟؟؟ ...

دنيا مدتهاست وايساده ... شايدم واسه من مدتهاست كه وايساده ...

اما هنوز پياده نشدم ...

درجا زدنم واسه خودش عالمي داره ...

در ضمن آبجی معصوم گلمی این حرفا چیه ؟؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت22:47توسط الهه | |

سلام دوستای خوبم

دانشگاه قبول شدم . احتمالاْ انتخاب رشته می کنم و مرخصی میگیرم و باز میخونم .

ساجد تو چیکار کردی ؟

دوستون دارم ....

خداحافظ

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت11:35توسط الهه | |

سلاااااام

خوبید ؟ ببخشید نبودم...

این مدت خیلی کار داشتم ...

یه موردی پیش اومده بود و بعد از ۴ سال انتقام رفتم ...

لاله دوستم میگفت خیلی بدجنسم ....

کیف کردم : !!!

شایدم واقعا بدم ... اما اگه می تونستم همه چیو بگم بهم حق میدادید...

کافی نتم متن خوبی برای گذاشتن ندارم ...

پس تا بعد ...

در ضمن ... همتون رو هم دوست دارم ....

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت17:48توسط الهه | |