|
بعد از يك عمر بزرگترين افسوسم اينست كه كاش ... زندگي دكمه ي كنترل + z اي داشت تا مي توانستم آخرين حركتم را پاك كنم .. و آنرا از نو بسازم ... افسوس كه زندگي هيچ دكمه ي بازگشتي ندارد ! و اين بسيار تلخ ست ... افسوس دل تنهايم راهي به آزادي نيافت و آه كه خسته پشت درهاي بسته ماند و ماند و نرفت ... كاش پروازي بود تا همانند پرنده مي پريد و مي پريد و مي پريد ... كاش پرزدن خيالي نبود ... كاش پروانه ها آشفه نبودند...كاش لحظه ها آمدني نبودند شايد نمي رفتند ... كاش شمع گريان خاموش نمي شد ... مي باريد مي باريد تا آرام شود آسمان ... كاش آرزوها نمي مردند و كاش پرستو ها سفر نميكردند. كاش بغضهاي تلخ نمي آمدند و اگر مي آمدند اجازه ي رهايي داشتند كاش رفتن دوايي داشت به نام آمدن و آمدن دوايي داشت به نام رفتن .. آري كاش جدايي را اميدي بود به ديدار ، و كاش به دنيا نمي آمد و اگر آمد دوايي به نام مرگ در پي داشت ... اما اكنون ، نه اميديست به ديدار و نه راهي به مرگ ...
|
About
تقدیم به بهترین ٍ بهترین ماندگار .... برای همیشه .
Home
|